شاعر : غلامرضا سازگار نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن قالب شعر : غزل
مـصـحـف آیـه آیـهام،آیـۀ پــاره پــارهام زخـم تن تو هم عـدد با غـم بیشمارهام
اشکدودیدۀ ترم وقفگلویخشک تو خون گلوی خشک تومیچکد ازنظارهام
مـاه کـنـارعـلـقـمـه مهـرمیـان قـتـلـگـه آه که پشت خیمهها گمشده یکستارهام میزنم ازدرون دل بوسهبه زخم حنجرت میرسد ازچهار سو کعب نی دوبارهام در یم خون نظاره کن ازسر نی اشارهکن تشنـۀ یک نـظاره وکـشتۀ یک اشـارهام یوسف من چه غم اگرمانده برهنه پیکرت پـیـرهـن تـنـت شـده قـلـب هـزارپـارهام
گریۀ دخترت برد صبر و قـرارازکـفم خندۀ قاتـلت زند بر دل وجـان شرارهام
بیتوچگونه سر کنم با سر توسفر کنم من که اسیر عشق تو از دل گاهـوارهام
نـاشـده طـی زیـارتـم در سـفـر اسـارتـم مانده هزارمشکل ورفته زدست چارهام
شعلۀ شعر میثمت سوخته قلب سنگ را اوکه هماره سوزد از سوز دل همارهام